السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

325

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

فصل قريب فصل قريب فصلى است كه موجب امتياز نوعى از انواع مشارك در جنس قريب شود ؛ مانند : ناطق براى انسان ، و حساس براى حيوان . فصل منطقى فصل منطقى عبارت است از « خاص‌ترين و معروف‌ترين لازم عارض بر نوع » . فصل منطقى يك نوع ، مفهومى است كه اوّلا : عرضى آن نوع است ، نه ذاتى آن . ثانيا : از عرضيات لازم نوع مىباشد ، كه انفكاكش از نوع محال است . ثالثا : از اخص عرضيات لازم است ، يعنى عرض لازمى است كه مصداقا مساوى با نوع خود است ، و بر انواع ديگر حمل نمىشود . رابعا : عرضى لازمى است كه در ميان ساير عرضيات لازم ، از بيشترين درجهء معروفيت برخوردار است . به فصل منطقى ، « فصل مشهورى » نيز گفته مىشود . البته فصل منطقى اصطلاح ديگرى نيز دارد كه در برابر فصل طبيعى و فصل عقلى مىباشد و آن عبارت است از : مفهوم « ذاتى مختص » نظير كلى منطقى كه در برابر كلى طبيعى و كلى عقلى است . فطريات فطريات قضايايى است كه تصديق به آنها به واسطهء اذعان به قضاياى ديگر صورت مىگيرد ، اما آن قضايا هميشه در ذهن حاضرند ، و ترتيب آنها نياز به انديشه و نظر ندارد . و به ديگر سخن : قضيهء فطرى قضيه‌اى است كه دليلش هميشه همراه آن در ذهن حضور دارد ؛ مانند تصديق به اين‌كه : دو ، يك پنجم ده است . فعل گزاف آن فعلى است كه مبدأ علمى آن ، فقط صورت خيالى فعل است . يعنى فقط تخيل فعل ، باعث شوق به آن و سپس تحريك عضلات به سوى آن مىشود . مانند بسيارى از حركات كودكان كه به محض تصور كردن ، بدان شايق مىشوند ، و بلافاصله اقدام به انجام آن مىكنند . فلسفه واژهء فلسفه در به دو پيدايش معنايى عام داشته و انواع مختلف دانش‌ها را فرا مىگرفت . فلسفه در اصطلاح شايع مسلمين نام يك فن خاص و دانش خاص نيست ، همهء دانش‌هاى عقلى را در مقابل دانش‌هاى نقلى از قبيل لغت ، نحو ، صرف ، معانى ، بيان ، بديع ، عروض ، تفسير ، حديث ، فقه و اصول ، تحت عنوان كلى فلسفه نام مىبردند . مسلمين آن‌گاه كه مىخواستند تقسيم